تقديم به همه كسايي كه فكر مي كنن با من دوستن
اگر چه نزد شما تشنه سخن بودم
کسی که حرف دلش را نگفت من بودم
دلم برای خودم تنگ میشود آري:
هميشه بيخبر از حال خويشتن بودم
نشد جواب بگيرم سلامهايم را
هر آنچه شيفتهتر از پي شدن بودم
چگونه شرح دهم عمق خستگيها را
اشارهاي کنم انگار، کوهکن بودم
من آن زلالپرستم در آبگند زمان
که فکر صافي آبي چنين لجن بودم
غريب بودم، گشتم غريبتر اما:
دلم خوش است كه در غربتِ وطن بودم
محمد عليبهمني
+
نوشته شده در
86/10/18ساعت 12  توسط بی اسم خوشترم
|