خواب ديدم كه شبي رهگذري مي آيد
شب دلتنگ مرا ، سر زده مي آرايد
مي رسد تا كه پس از اين همه دلتنگي ها
گره از بغض غزل هاي ترم بگشايد
اين همه شور كه در ذهن غزل هاي من است
بوي ياسي است كه از هرم تنش مي آيد
غزلم نذر نگاهت مددي كن ، چنديست
مرگ دارد تن خود را به تنم مي سايد
+
نوشته شده در
86/10/11ساعت 8  توسط بی اسم خوشترم
|