تبليغاتX
بي اسم خوشترم...
وندائی که به من می گوید: گرچه شب تاریک است..دل قوی دار که سحر نزدیک است...
كل بازديدها:
افراد آنلاین:


بي اسم خوشترم...




سلام  ، سلام  ، صد تا سلام

ايشا الله كه همه خوبين

راستش ، اين پست ديگه ته پست هاس   ......

آخه مي خوام درباره خودم بنويسم ، به عنوان آخرين نوشتم تويه ، اينجا ، آخه   مي خوا .....  نه نه صب كنين كامل بگم

راستش نمي دونم چرا ، ولي اخلاق من هميشه  اينجوري بوده كه به جاي اينكه دوس داشته باشم بازي كنم ، هميشه  خواستم بازي رو درست كنم  تا بقيه بازي كنن ، خيلي اخلاق چرتيه نه  ؟  ...

بله ، راستش از وقتي اومده بودم تويه بلاگفا يه جوري احساس عذاب مي كردم  و یه چیز دیگه اینکه اینجا برام پر از خاطرات تلخ و شیرین هست که با وجود اینکه ۹۰ در صدش شیرین هست ولی باید فراموش بشن ، بايد....

خلاصه ، قصدم اينه كه يه نرم افزار بلاگ نويسي  برا خودم  بنويسم ، تويه پارادوكس ، تويه برنامه خودم ، خودمم آقاي خودم باشم  ، اگه ديدم  وقت كردم  كه  يكم بزرگترش مي كنم كه بشه يه نرم افزار بلاگ  دهي و مثه اين بلاگ فا و اينا  ، بلاگ مي دم  ، اگرم حوصلم نشد كه هيچي  (مسخره نكنين ديگه ) آره خودم مي دونم ، خيلي شلوغ نميشه ولي بازم همين 100 تا 200 خودش خوبه  ، .....

بله ، مي خوام اسباب كشي كنم برم ،‌هر وقت اونجا برنامم نوشتم تموم شد  برا همه دوستاي اينترنتيم ميام آدرسمو كامنت مي ذارم  ، مي خوام  خلاصه يه حالي به خودم بدم  ، شايدم به همه

تويه اين مدت ميام  نوشته هاي همتونو مي خونمو كامنت مي ذارم

حالا بگم من كي هستم

  به نظرتون بي اسم خوشترم  كيه ؟.......

نه الكي ذوق زده نشين  ، خيلي خبري نيس

من حمزه  ....  (فاميليمو نمي تونم بگم ، به خاطر مسائل امنيتي ) ، دانشجوي سال دوم  مهندسي ماشين الات كشاورزي ، دانشگاه شيراز (البته در تغيير رشته دادم براي اين ترم به مهندسي آب ) هستم .

 من  عاشق   PHP & MySql  هستم   راستش جز محدود هنر هايي هم هست  كه من دارم ،و فك كنم اونقد بلد باشم كه الان كه تو خونه هستم و تويه هيچ شركتي كار نمي كنم  ،متوسط  ماهي  يه  150 تومني در بيارم

نه الكي گفتم  من عاشق زبون آلماني هم هستم و يه 9 ماهي رو كار كردم و حالا به اميد خدا دو باره از بهمن هم  ميرم سر كلاس . با يه سري عقايد و اخلاق هاي خيلي خاص كه  من و از خيلي از پسر هاي ديگه جدا كرده  و البته    تنها  ، تنها ي ، تنها

فقط يه دوتا دوس دارم كه دو تا پسرن و باور كنين اونقد دوسشون دارم كه  .......

آره همين

همين

حمزه تموم شد

حمزه  همين بود 

همتونو دوس دارم اميدوارم كه تويه بلاگ جديدم ببينموتون

 

 خداحافظ بي اسم خوشترم

+ نوشته شده در  86/10/20ساعت 20  توسط بی اسم خوشترم   | 


سلام

خيلي حالم خوبه ،‌ و دوس دارم كه هميشه اينجوري باشم

بچه ها ديديد ؟ وقتي آدم حس مي كنه كه  داره رو به جلو حركت مي كنه ، چه حال خوبي داره

به نظرم يه كلمه اون حس رو قشنگ توضيح مي ده اونم شادابيه   . و شادابي هم جوني رو خيلي خوب تفسير مي كنه .

آره گفتم يه سري هدف برا خودم تعيين كردم

ديروز ديگه گفتم  ، گور باباي استاتيك و ترمو ديناميك و زارعت و اين شر و ور ها ، يعني ديگه نمره هام كمتر از نمره هاي اون دو تا ترم مي شه  ؟ مي خوام كه آقاي دكتر  هنر (ريئس بخش آب ) با يه صورت اخمو ، بهم بگه : نمرات هم كه خوب نيس

به قول يه دوستي  "  همينه كه هس " 

بله   ،  رفتم يه سري مقاله داشتم ، همشو پرينت گرفتم كه اين چند مدت بخونم ، اولين چيزي رو هم  كه شروع كردم Smarty  هست  

Smarty  ....

 به به ،  اصلا با اسمشم حال مي كنم

يه Engine Tamplate  (موتور الگو سازي )

يه تكنولوژي كه كمك مي كنه تويه طراحي وب منطق برنامه هات رو از ظاهرشون جدا كني ، يا يكم ساده تر اينكه برا سايتت چند تا قالب درس كني و بتوني قالب عوض كني  ، مثه همين بلاگفا و اينا ، كه اينا هم حتما از يه Engine Tamplate  استفاده كردن و البته هم خيلي سخته ،‌آدم مخش مي پيچه ، ولي با مننمي تونه اين جوري كنه   

خيلي دوس داشتم يه وقتايي برا اونايي كه دوس دارن ، مقاله هاي تخصصي php  مي نوشتم و ميذاشتم اينجا ...... ولي فك نكنم كسي دوس داشته باشه ... ولش

آره خيلي لذت بخشه  ،‌ با لذت مي خونم ،‌با لذت هم مي فهم   ، و با لذت هم برنامه ها شو مي نويسم

امروز  اولين برنامم رو با Smarty   نوشتنم .وقتي اونو Run   مي كردم از ته دل حال مي كردم

هدف بعديم   Oop  هستش  بعدش  Ajax   و ... تا صبح  (مجاز از اينكه خيلي زياد) مي خوام كار كنم

فقط از خداي ، خوبم ، كه هميشه با منه ، توقع دارم منو تنها نذاره

خيلي از تنهايي مي ترسم  ،‌با وجودي كه خيلي وقتا ، فقط اونو كه همدم منه

بايد اونقد ، ياد بگيرم كه ، اگه ديگه يه جا رفتم برا كار ، صاحب كار به جاي ساعتي 2800  به من 28000 تومن بده

او هو وو  ، چه پرو

ببخشيد سرتون و درد آوردم

خوش باشين

+ نوشته شده در  86/10/07ساعت 17  توسط بی اسم خوشترم   | 


سلام

بچه ها اا ، تالا ديدین ، يه وقتي ، يه روزي وقتي كه دلت گرفته و دوس داري با يكي حرف بزني ، و اون يكي نيستش ،(به هر دلیلی )  زودي سر و كله رقيبش پيدا مي شه ؟

دوس داره اونم برا خودش جايي پيدا كنه ،‌يا شايد جاي قديمش رو بدس بياره !!!!

يه جمله قشنگ::

خدايا:                           

چه يافت آنكه تو را گم كرد

و چه گم كرد آنكه تو را يافت.

از نيايش هاي امام حسين در دعاي عرفه

+ نوشته شده در  86/09/30ساعت 21  توسط بی اسم خوشترم   | 


شکست عهد من و گفت هر چه بود گذشت .......به گریه گفتمش آری ولی چه زود گذشت

بهار بود و تو بودی وعشق بود و امید.......بهار رفت و تو رفتی وهر چه بود گذشت
+ نوشته شده در  86/09/23ساعت 13  توسط بی اسم خوشترم   | 


 شعر از اشرفي

 

 

بگو بذار بره ،  ديگه نياد ،..................... بذار بره

 

بهش بگو دلت ديگه اونو نمي خواد

 

                                اين حرف آخره...............

 

          مگه شكستن دلش  از غم تو بدتره

 

                      فك نكن اگه بره دله تو  مي ميره

 

               فك نكن........

                                    اگه بشكنه قلبت آروم ميگيره

 

              فك نكن........

 

                                             اون لياقت فك كردنُ نداره

             فك نكن......  

 

    ديگه اون مال تو نيس             

 

               رفته

 

            واسش اشكاتو نريز

 

               بسه

 

    ديگه دوست نداره ، اوني كه دلش واسه  تو نيست

 

مي دونم يه روز اون دوباره  ، مي يادش كه با تو بمونه ،   ولي مگه دل من  ،  بدي يايي كه كرده به من ميره از يادش

 

    ديگه اون مال تو نيس             

 

            واسش اشكاتو نريز

 

    ديگه دوست نداره ، اوني كه دلش واسه  تو نيست

 

 

+ نوشته شده در  86/09/14ساعت 17  توسط بی اسم خوشترم   | 


چي بگم وقتي قناري تو  بهارم نمي خونه !!!!

+ نوشته شده در  86/09/12ساعت 16  توسط بی اسم خوشترم   | 


هر از گاهي توقف فرصت خوبيست براي ديدن مسير طي شده و نگريستن به راه در پيش رو,
 
 
 
"گاهي براي رسيدن بايد نرفت."
+ نوشته شده در  86/08/25ساعت 21  توسط بی اسم خوشترم   | 


سلام

وقتي كه اين وبلاگ رو زدم قصدم اين بود كه دست نوشته هاي خودمم رو هم بذارم ، اما نمي دونم چي شد كه دستم شل شد.اما حالا ، امروز مي خوام يكي از نوشته هاي تويه اون دفتر خوشكلم رو بذارم .دوستاي خوبم بخونيد و نظرتون رو بگيد ، البته من فكر مي كنم هر نوشته خوندنش يه زماني داره و يه حال و هوايي كه اگه اون موقع خونده نشه .....حالا دیگه ...

ممنون از محبتتون

////////////////////////////////////////////

اينجا اتاق من.....

اينجا اتاق من آسمان آبي است .

 اينجا اتاق من ديوار ها كوتاهند.

اينجا اتاق من چشم ها نمناكند.

اينجا اتاق من دل ها صافند .

 اينجا اتاق من قلب ها فقط براي يك نفر مي تپند.

 اينجا اتاق من فقط يك خدا دارد .

 اينجا اتاق من .....

 اينجا اتاق من  قلب من است .قلب من براي خوب بودن حدي قائل نيست ، ارث بردم از پيشينيانم ، طراوت را ، آموختم كه عشق يك رسم بيشتر ندارد ..... ماندن تا مردن

اينجا اتاق من هوا را دلم تعيين مي كند

 اينجا اتاق من آنها كه عاشق نيستند مجرمند .

 اينجا اتاق من مجرم ها را حد مي زنند .

اينجا اتاق من حد مجرمان عاشق كردن آنهاست ، اسير كردن دلهايي برا ابد .

اينجا اتاق من  وقتي از معشوق سخن گفته مي شود از ديوار هايش نداي هم دردي به گوش مي رسد

اينجا اتاق من هنوز معشوقي نيامده است

 اينجا اتاق من معشوق ، هنوز نرفته است .

 اينجا اتاق من براي نوشتن جايي نيست

 اينجا اتاق من حرف ها را با  فرياد مي زنند در سكوت.

 اينجا اتاق من خدا براي بندگانش جز دوست نيست.

 اينجا اتاق من دست ها هوس چيدن گل دارند .

 اينجا اتاق من دل ها هوس رفتن دارند .

 اينجا اتاق من براي از تو نوشتن هوا كم است .

 اينجا اتاق من پر است از غريق هاي درياي چشمان تو .

اينجا اتاق من دست ها به جرم هوس چيدن گل ، به جرم نوشتن ، تا ابد محكوم به نوازش اند

 كجاست شاعري كه مي گفت :هر كجا كه باشي آسمان همين رنگ است.

 

((هميشه منتظرت هستم ....هميشه ....هميشه تا هستم ))

 

+ نوشته شده در  86/07/19ساعت 22  توسط بی اسم خوشترم   | 


در نیست
راه نیست
شب نیست
ماه نیست
نه روز و
نه آفتاب،
ما
بیرون زمان
ایستاده ایم
با دشنه‌ی تلخی
در گُرده‌های مان.

هیچ کس
با هیچ کس
سخن نمی گوید
که خاموشی
به هزار زبان
در سخن است.

در مردگان خویش
نظر می‌بندیم
با طرح خنده‌ای،
و نوبت خود را انتظار می‌کشیم
بی هیچ
خنده ای!

احمد شاملو
ابراهیم در آتش

+ نوشته شده در  86/05/23ساعت 23  توسط بی اسم خوشترم   | 


مي داني عشق چيست؟ آنچه از چشم تو تا عمق وجودم جاريست.

درد مي داني چيست؟ آنچه از عشق تو در سينه تنگم باقيست

+ نوشته شده در  86/05/15ساعت 21  توسط بی اسم خوشترم   | 


سلام به همه دوستای خوبم

امروز بر خلاف اون چیزی که تا حالا تویه این وبم اجرا کرده بودم می خوام بنویسم .ازخودم از وضع و اوضاعم بنویسم

اینجا هم برا ما شده مثل یه اتاق زیر شیرونی مثل یه خونه درختی که میریم داخلش و شروع می کنیم به دلتنگی کردن من معمولا حالات روحیم رو می شه از شعر هایی که اینجا می ذارم فهمید .حالا منظورم به شعر دیروز بود .

خدا رو شکر یه مدتی هست که روزگار خیلی داره بر وفق مراد می چرخه البته بر عکس یه چند مدت پیش چون به نظر خودم تا ۱۰ -۲۰ روز پیش هم یه مدتی بود دنیا داشت به یه مدت طولانی یعنی ۸-۹ ماهه از ما تاوون می گرفت ولی خوب مثل اینکه یه۱۰ روزیه با ما سر سازگاری پیدا کرده 

 اول که کارم ، همون نرم افزاره (اتوماسیون مدارس) گرفته و یه چند تا مشتری خیلی توپ پیدا کرده و خلاصه وضعمون داره خوب می شه

دوم اینکه یه پیشنهاد خیلی عالی برا یه مسافرت بهم شد یعنی خیلی غیر منتظره بودا ، .... خیلی .....حالا اگر شد و رفتم موقع برگشت براتون شاید عکس و متن هم گذاشتم و

سوم اینکه داره ناخود آگاه یه اتفاق های خوبی می یفته  ، خیلی خوب ، ..خیلی،... ما که جراتش رو نداشتیم و مثل اینکه ..... دوست دارم که درموردش فعلا هیچی نگم خدا کنه اینم بشه از اونم براتون می نویسم....

البته خوب دلتنگی ، غرور و من و تو سرش نمی شه همه رو اذیت می کنه هم ما رو هم اونا رو .......

خیلی دوست دارم که  بنویسم انشاء الله بازم این کارمو تکرار می کنم

+ نوشته شده در  86/05/14ساعت 13  توسط بی اسم خوشترم   | 


من روز خويش را


با آفتاب روي تو


كز مشرق خيال دميده ست


. آغاز مي كنم


من با تو مي نويسم و مي خوانـم


من با تو راه مي روم و حرف مي زنـم


 وز شوق اين مـحال :


- ! كه دستم به دست توست -


من جاي راه رفتن ،


 پرواز مي كنم !


در انزواي خويش


يا در ميان جمع


 خاموش مي نشينم


 موسيقي نگاه تو را گوش مي كنم .

 

 غير از تو ، هر چه هست فراموش مي كنم....

 

 

+ نوشته شده در  86/03/12ساعت 9  توسط بی اسم خوشترم   | 


کاش میشد عشق را تفسیر کرد. خواب چشمان تو را تعبیر کرد.
 
کاش میشد در خراب آباد دل خانه احساس را تعمیر کرد . کاش
 
میشد همچو باران بی دریغ لحظه های سبز را تقدیر کرد . کاش
 
میشد عشق را با تمام وسعتش تکثیر کرد. کاش میشد اشک را
 
تهدید کرد مدت لبخند را تمدید کرد . کاش میشد از میان لحظه ها
 
لحظه دیدار را نزدیک کرد.
 
 کاش میشد 
 
به نقل از وبلاگ قشنگ روياي ناتمام
+ نوشته شده در  86/03/10ساعت 1  توسط بی اسم خوشترم   |